سه شنبه ٠٨ فروردين ١٣٩٦
به سایت نمایندگی مقام معظم رهبری دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری خوش آمدید. حضرت زهرا(سلام الله علیها) : همیشه در خدمت مادر و پاى بند او باش ، چون بهشت زیر پاى مادران است ؛ و نتیجه آن نعمت هاى بهشتى خواهد بود.
قران و عترت
حقوق مادر در قرآن و حدیث
اهمیت حقوق پدر و مادر-تقدم حق مادر بر پدر
اخبار > حقوق مادر در قرآن و حدیث
 


شماره خبر :٥١٩٣٧٥   تاریخ انتشار خبر : 1395/12/24    ا   ٠٨:٥٧
 

حقوق مادر در قرآن و حدیث
اهمیت حقوق پدر و مادر-تقدم حق مادر بر پدر

حقوق مادر در قرآن و حدیث

از آنجا که پدر و مادر واسطه فیض الهی به فرزندان هستند، و رضای خدا در رضای ایشان است و احسان به والدین در قرآن در کنار عبادت خدا واجب شمرده شده است، از اینرو لازم است که حقوق آنها را بشناسیم و در برآوردن آن بکوشیم؛ چراکه برآوردن حقوق پدر و مادر جز از طریق آشنایی با حقوق ایشان امکان ندارد.

تعریف حقوق

حقوق جمع حق است و حق از ریشه حقق به معنی هر کار و سخنی است که بر حسب واقع، آنطور که واجب است و به اندازه‏ای که واجب است و در زمانی که واجب است انجام شود.(1) در مختار الصحاح در توضیح این لغت آمده است:»حقّ الشی ای وجب«،یعنی حق چیزی است که واجب می‏شود.

اهمیت حقوق پدر و مادر

1- در سوره‏ های بقره/83، نساء/36، انعام/51 و اسراء/23 نیکی به والدین بلافاصله پس از مسأله توحید قرار گرفته است. این امر بیانگر آن است که در اسلام تا چه اندازه بر اهمیّت حقوق پدر و مادر تأکید شده است.
2- احترام به پدر و مادر از اوصاف برجسته انبیاء الهی مانند حضرت یحیی، مسیح، نوح، ابراهیم)علیهم السلام( بر شمرده شده است. از قول حضرت یحیی در قرآن نقل شده است که: »خدا من را طوری خلق کرد که نسبت به پدر و مادرم خوش‏رفتار باشم.« قرآن این مطلب را در مورد حضرت عیسی u نیز بیان می‏کند: »خدا مرا طوری خلق نکرد که نسبت به مادرم بدرفتار باشم.« باز در جای دیگر می‏فرماید: »من نسبت به مادرم نیک رفتارم.«
همچنین پیامبر اسلام علیه السلام در جواب سؤال فردی که از او پرسید: »من أعظم حقاً علی الرجل؟«،یعنی: »چه کسانی بزرگترین حق را بر فرد دارند؟« فرمودند: »والداه«، یعنی »پدر و مادرش«.(1)

تقدم حق مادر بر پدر

در ذیل به بیان چند حدیث، درخصوص تقدم حق مادر بر حق پدر می‏پردازیم:
1- جاء رجل آخر قائلاً یا رسول اللَّه علیه السلام من احق الناس بحسن صحابتی؟« قال: »أمک« قال: »ثم من؟« قال: »امک« قال: »ثم من؟« قال: »امک« قال: »ثم من؟« قال: »ابوک«.(2)
2- جاء رجل فسأل رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم عن برالوالدین فقال »ابرر امک، ابررامک، ابرر امک، ابرر اباک، ابرر اباک، ابرر اباک«. (1)
در این حدیث نیکی به مادر قبل از نیکی به پدر ذکر شده و تکرار هر دو نشانگر اهمیت نیکی به والدین است.
3- عن الامام الباقر)ع(: »ان موسی بن عمران قال: »یا رب اوصنی« قال: »اوصیک بی« قال: »یا رب اوصنی« قال: »اوصیک بی« ثلاثاً قال: »یا رب اوصنی« قال: »اوصیک بامک« قال: »یا رب اوصنی« قال: »اوصیک بامک« قال: »یا رب اوصنی« قال: »اوصیک بأبیک«.(2)
در این حدیث خداوندY ابتدا دو مرتبه حضرت موسی علیه السلام را سفارش به خودش می‏کند سپس دو مرتبه پیامبرش را سفارش به مادر می‏کند آنگاه یک مرتبه او را سفارش به پدر می‏کند.«
نکته های زیر از این حدیث بدست می‏آید:
الف خداوند سفارش به مادر را قبل از سفارش به پدر ذکر می‏کند.
ب خداوند سفارش به مادر را همردیف سفارش به خود قرار داده است.
ج خداوند حضرت موسی علیه السلام را - که هم پیامبر است و هم معصوم از خطاست - به مادرش سفارش می‏کند و این سفارش را دو مرتبه، تکرار می‏کند که این امر اهمیت حق مادر را می‏رساند.
4- پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: »حق مادر دو برابر حق پدر است.«(3)
5- قال علی‏بن الحسین)ع(: »اوجبها علیک حق امک ثم حق ابیک«.(4)
6- جاء رجل الی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم قال: »یا رسول اللَّه: ایّ الوالدین اعظم حقاً. قال : »التی حملته بین الجنبین.« (5)
7- پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می‏فرماید: »یوصیکم اللَّه بامهاتکم ثم یوصیکم بامهاتکم، ثم یوصیکم بامهاتکم ثم یوصیکم بالأقرب فالأقرب«
8- در کتاب فقه الرض علیه السلام آمده است که: »و اعلم أن حق الأم الزم الحقوق و اوجب«
9- خداوند به موسی علیه السلام می‏فرماید: »ألا ان رضاها رضائی و سخطها سخطی« یعنی »ای موسی آگاه باش که رضای مادر رضای من است و خشم مادر خشم من است«.

ناتوانی در ادای حق مادر

امام سجاد علیه السلام در رسالة الحقوق در مورد حقوق مادر می‏فرماید: »حق مادرت این است که بدانی او به گونه‏ای تو را حمل کرده است که هیچ کس چنین لطفی به دیگری نمی‏کند و او تو را حفظ و نگهبانی کرد و باکی نداشت که خود گرسنه باشد و تو را سیر سازد و خود تشنه بماند و تو را سیراب سازد و خود برهنه باشد و تو را بپوشاند و خود در معرض تابش شدید آفتاب قرار گیرد ولی برای تو سایه‏ای از محبت ایجاد کند و خود رنج بیداری کشد ولی آسایش تو را فراهم سازد و از سرما و گرما حفظت کرد تا از آنِ او باشی. پس هر آینه توان سپاسگزاری او را نداری مگر به کمک خدا و مددرسانی او«.(1)
در روایت آمده است که روزی فردی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پرسید: »ما حق الوالدة؟« پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم جواب دادند: »هیهات هیهات لو أنه عدد رمل عالج و قطر المطر أیام الدنیا قام بین یدیها ما عدل ذلک یوم حملته فی بطنها«. یعنی هرگز نخواهی توانست!هرگز نخواهی توانست! اگر فرزند به تعداد ریگهای بیابان و قطرات باران در جهان، در ادای حق مادر بکوشد معادل روزی که مادر فرزند را در شکمش حمل می‏کرد نمی‏شود«.(2)
همچنین روزی فردی به پیامبراکرم eگفت: »من مادر پیرم را به پشتم حمل می‏کنم و از روزی‏ام به او می‏خورانم. آیا حق مادرم را به جا آورده‏ام؟« پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: »نه، زیرا که مادرت نیز تو را حمل کرد و نیز از شیره جانش به تو خورانید.« بنابراین هر چه انسان در دوران پیری در حق مادر بکوشد مادر نیز در دوران کودکی آن را برای فرزند انجام داده است. در ادامه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: »و کانت تصنع ذلک لک و هی تحبّ حیاتک و انت تصنع هذا بها و تحب مماتها«، یعنی: »مادرت در تمامی مراحل، کارهایی که برای تو می‏کرد آرزوی زنده ماندنت را می‏کرد، در حالی که تو آن کارها را می‏کنی و آرزوی مرگ مادر پیرت را داری«.(1)

حقوق پدر و مادر

بدلیل آنکه در قرآن و روایات به حقوق مادر و پدر، همه جا در کنار هم اشاره شده است، ما نیز به حقوق آنها به طور کلی اشاره می‏کنیم و بعضی از حقوق را که اختصاص به مادر دارد در کنار آن نقل می‏کنیم.

الف. خوش رفتاری

نباید والدین به خصوص مادر را در امور دنیوی در رنج و مشقت قرار داد هر چند مسلمان نباشند. چنانکه در قرآن آمده است »و صاحبهما فی الدنیا معروفاً« )لقمان/15)

ب.دعا و طلب مغفرت

یکی دیگر از حقوق والدین دعا است؛ چنانکه مستحب است در حق ایشان این دعای قرآنی خوانده شود: »رب اغفر لی و لوالدیّ و ارحمهما کما ربیانی صغیراًو اجزهما بالاحسان احساناً و بالسیئات غفراناً«.
آیت اللَّه جوادی آملی در شرح این آیه می‏گوید: »در این آیه، لفظ »ربیانی« )به دنیا آوردند مرا( آمده است نه لفظ »ولدانی« )رشد دادند مرا( و پدر و مادر باید به تربیت فرزند توجّه داشته باشند و هر قدر فرزندشان را خوب تربیت کنند همان اندازه نسبت به فرزندشان حق دارند«.(1)

ج. سپاسگزاری از والدین

خداوند در قرآن می‏فرماید:»اشکر لی و لوالدیک« )لقمان / 14)
در توضیح آیه فوق باید گفت بر اساس قاعده عقلی »وجوب شکر منعم« شکر خدا واجب است. پدر و مادر نیز یکی از مجاری فیض خدا و مصادیق نعمت او هستند. ایشان هم منعم هستند و هم نعمت. از اینرو ما باید در درجه اول شکر خدا را بجا آوریم که چنین نعمت بزرگی به ما ارزانی داشته و سپس در ادای حقوق پدر و مادر که ولی نعمت ما هستند و بخاطر ما زحمات زیادی را متحمل شده‏اند بکوشیم. بنابراین بدلیل آنکه والدین مجرای وصول فیض و نعمت الهی به ما می‏باشند سپاسگزاری از ایشان در طول سپاسگزاری از خدا قرار می‏گیرد. البته روشن است که مقصود از سپاسگزاری و تشکر از والدین تنها تشکر زبانی نیست بلکه مقصود احترام قلبی و عملی و قیام به ادای حقوق ایشان است.
امام صادق علیه السلام در مورد سپاسگزاری از والدین می‏فرماید: »یجب للوالدین علی الولد ثلاثة اشیاء: شکرهما علی کل حال و طاعتهما فیما یأمرانه و ینهیانه عنه فی غیر معصیة اللَّه و نصیحتهما فی السرّ و العلانیة«. یعنی سه چیز بر فرزند، در حق پدر و مادر واجب است:
1- شکر پدر و مادر به هر شکل ممکن؛
2- اطاعت از پدر و مادر در هر چیزی که امر و نهی می‏کنند به جز در گناه و معصیت خدا
3- خیرخواهی برای ایشان در پیدا و نهان.(2)

د. رعایت ادب و پرهیز از شکوه

خداوند در آیه 23 و 24 سوره اسراء می‏فرماید: »فلا تقل لهما اف و لاتنهرهما و قل لهما قولاً کریماً واخفض لهما جناح الذل من الرحمة«. از این آیه نکات ذیل را می‏توان برداشت کرد:
1- لفظ »اخفض« همراه »ذل« آمده و هر دو به معنای نرمش و فروتنی با پدر و مادر است و تکرار دو کلمه هم معنا نشانه تأکید بر آن است.(1)
2- تواضع به پدر و مادر باید نشأت گرفته از رحمت و عواطف قلبی و عمل به فرایض الهی باشد نه از روی کراهت و اجبار.(2)
در زمینه اف نگفتن به پدر و مادر امام رضا علیه السلام علیه السلام می‏فرماید: »أدنی العقوق أف و لو علم اللَّه شیئاً ایسر منه و اهون منه لنهی عنه«،یعنی کمترین چیزی که باعث عاق پدر و مادر می‏شود، اف گفتن بدانهاست. و هر آینه اگر چیزی ساده‏تر و خفیف‏تر از آن وجود داشت، خدا حتماً از آن نهی می‏کرد.«(3) بنابراین اگر از کمترین چیزی که باعث آزار پدر و مادر شود نهی شده است، به طریق اولی بالاتر از آن را هم که باعث آزار آنها می‏شود نباید انجام داد. در حدیث آمده‏است: »ان اضراک فلا تقل لهما اف و لاتنهرهما ان ضرباک... ان ضرباک فقل لهما غفر اللَّه لکما فذلک منک قول کریم... و لا تملأ عینک من النظر الیهما الا برحمة و رقة و لا ترفع صوتک فوق اصواتهما و لا یدک فوق ایدیهما و لا تقدم قدمهما«،یعنی اگر پدر و مادر تو را غمگین کردند بدانها کمترین حرفی نزن و اگر تو را زدند، آنها را زجر مده بلکه به آنها بگو خداوند شما را بیامرزد و این سخن همان قول کریم است که خداوند در قرآن آورده.... و به پدر و مادرت جز با نظر رحمت و مهربانی نگاه نکن و صدایت را بالاتر از صدای آنها نبر و دستت را بالای دست ایشان بلند نکن و در هنگام راه رفتن جلوتر از قدم‏های ایشان راه نرو«.(1) مقصود از عبارت »دستت را بالای دست پدر و مادر قرار مده« یعنی هنگام گفتگو با آنها دستت را بالای دست آنها مبر چنانکه نزد عرب رایج بود که هنگام گفتگو دستانشان را باز می‏کردند و تکان می‏دادند.

ه - نیکی و احسان

آیات 17/اسراء، 29/عنکبوت، 46/احقاف، 83/بقره در مورد احسان به پدر ومادر است.
خداوند در آیه 83 سوره بقره می‏فرمایند: »و اذ اخذنا میثاق بنی اسرائیل لا تعبدون الا اللَّه وبالوالدین احساناً«.
این آیه شریفه به سه نکته اشاره دارد:
1- احسان به والدین در ردیف عبادت و بندگی خدا قرار گرفته است.(2)
2- نیکی به والدین اختصاص به آیین پیامبر ندارد؛ بلکه در ادیان دیگر نیز مطرح بوده است.
3- به دلیل اهمیت احسان به پدر و مادر خداوند از بنی اسرائیل نسبت به این امر عهد و پیمان گرفته‏است.
حال این سوال مطرح است که چرا احسان به پدر و مادر در قرآن تکرار شده است؟ نخست به دلیل اهمیت حقوق ایشان است. دیگر آنکه چون در دوران کهنسالی نگهداری پدر و مادر زحمت دارد، به همین دلیل بارها در قرآن عبارت »و بالوالدین احساناً« آمده است.
روزی فردی از حضرت ابا عبد اللَّه علیه السلام در مورد آیه »و بالوالدین احساناً« پرسید، حضرت فرمودند: »الاحسان أن تحسن صحبتهما و أن لا تکلّفهما أن یسألاک شیئاً مما یحتاجان الیه و ان کانا مستغنیین«،یعنی احسان آن است که با آنان معاشرت نیکو و پسندیده داشته باشی و در مجالست و مصاحبت،از احترام به آنها دریغ نورزی و آنها را مجبور نکنی تا چیزی را که احتیاج دارند از تو بخواهند، هر چند بی نیاز باشند. از این حدیث برمی‏آید که انجام کار - در صورت درخواست و مطالبه پدر و مادر - احسان نمی‏باشد بلکه نیکی کردن به آنها بدون اظهار حاجت احسان است«.(1)
خواجه نصیر الدین طوسی در مورد احسان والدین به فرزندان و بالعکس می‏گوید: »محبت پدر و مادر فرزندان را محبت طبیعی است و محبت فرزندان ایشان را محبتی ارادی و به این سبب در شرایع، اولاد را به احسان به آباء و امهات ]سفارش کرده‏اند[ و فرق میان حقوق پدران و مادران ]از اینجا [معلوم می‏شود، ]که[ حقوق پدر روحانی‏تر است و به این سبب تنبیه فرزند بر آن بعد از تعقل حاصل آید و حقوق مادر جسمانی‏تر، و به این سبب هم در اول احساس، فرزند آن را فهم می‏کند و به مادران میل زیاد نمایند و به این قضیه ادای حقوق پدران به بذل طاعت و ذکر خیر و دعا و ثنا که روحانی‏تر است باید و ادای حقوق مادران به بذل مال و ایثار اسباب تعیش و انواع احسان که جسمانی‏تر است زیاده باید«.(2)

و - نیکی به پدر و مادر در زمان حیات و پس از مرگ

نیکی یا بِرّ آن است که از آنچه دوست داریم، بدهیم زیرا مقام ابرار نیز چنین است. حضرت صادق)ع( درخصوص برو نیکی به پدر ومادر می‏فرمایند: »ما ینمع الرجل منکم أن یبروا الوالدین حیین و میتین یصلی عنهما و یتصدق عنهما و یحج عنهما و یصوم عنهما فیکون الذی صنع لهما و له مثل ذلک فیزیده اللَّه ببرّه و صلاته خیراً کثیراً«،یعنی چه چیز مانع از آن می‏شود که به پدر و مادرتان در دنیا و پس از مرگ نیکی کنید: برای آنها نماز بخوانید و صدقه دهید و حج بگذارید و روزه بگیرید و مانند آن برایشان انجام دهید، زیرا خداوند به نیکی شما خیر زیاد می‏دهد«. در روایت آمده است که روزی فردی به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم گفت: »مرا سفارشی ده« پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموند: »والدیک فاطعهما و برّهما حیین کانا او میتین و ان امراک أن تخرج من اهلک و مالک فافعل فان ذلک من الایمان«،یعنی تو را به پدر و مادرت سفارش می‏کنم که به آنان در حیات و ممات نیکی کنی و اگر به تو امر کردند که از مال و خانه‏ات بگذری، پس چنین کن، زیرا این جزئی از ایمان است.
علامه مجلسی در شرح نیکی به پدر و مادری که فوت کرده‏اند می‏گوید: »با طلب مغفرت و آمرزش برای پدر و مادر و پرداخت دیون و قرض‏های آنان و به جا آوردن قضای عبادات آنان و انجام کارهای خیر و صدقه برای آنان و تمام کارهایی که باعث رسیدن ثواب به ایشان می‏شود به آنان نیکی کن.«(1) امام صادق می‏فرمایند: »بر الوالدین من حسن معرفة العبد باللَّه، اذ لا عبادة اسرع بلوغاً بصاحبها الی اللَّه من بر الوالدین المسلمین لوجه اللَّه لان حق الوالدین مشتق من حق اللَّه« یعنی نیکی به پدر و مادر از حسن معرفت بنده نسبت به خدا نشأت می‏گیرد؛ زیرا هیچ عبادتی سریعتر از نیکی به پدر و مادر مسلمان به رضایت خدا منجر نمی‏شود، زیرا حق پدر و مادر از حق خدا ریشه گرفته است«.(2)

آثار نیکی به پدر و مادر

نیکی به پدر و مادر آثار زیادی دارد از جمله:
1- نیکی متقابل فرزندان:امام صادق علیه السلام می‏فرمایند: »برّوا ءابائکم یبرّکم ابناءکم«، یعنی به پدر ومادرتان نیکی کنید تا فرزندانتان به شما نیکی کنند«.(3)
2- طول عمر: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: »من بَرّ الوالدین زاد اللَّه فی عمره«.(1)
3- آسانی سکرات موت: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: »من احب أن یخفف اللَّه عنه سکرات الموت فلیکن بوالدیه باراً«، یعنی هر کس دوست دارد خداوند سکرات موت را برای او آسان گرداند پس به پدر و مادرش نیکی کند«.(2)
شهید اول )قدس اللَّه( در کتاب »قواعد« بعضی از حقوق پدر و مادر را چنین برمی شمارد:
1- سفر مباح و حتی سفر مستحب بدون اجازه )پدر و مادر( حرام است.
2- فرمانبرداری ایشان در هر کاری اگر چه در امر مشکوک و مشتبه )البته اگر منجر به معصیت خدا نشود( واجب است.
3- اگر وقت نماز فرا رسیده باشد و)پدر و مادر( انجام کاری را از فرزند بخواهند باید نمازش را به تأخیر اندازد.
4- اختیار منع فرزند از جهاد کفائی را دارند. رسول خداe در این باره فرمودند: »لا ینبغی للرجل أن یخرج الی الجهاد و له أب أو ام الا باذنهما«.(3) همچنین نفقه پدر و مادر در صورت عدم استطاعت مالی بر عهده فرزند است و این نفقه با فضیلت‏ترین انفاقها در راه خداست. چنانکه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: »هل تعلمون ای نفقة فی سبیل اللَّه افضل؟ قالوا: اللَّه و رسوله اعلم. قال: نفقة الولد علی الوالدین«.(4)

عقوق والدین

امیر المؤمنین علی علیه السلام می‏فرماید: »من العقوق اضاعة الحقوق«،یعنی ضایع کردن حقوق از جمله عقوق است.
محقق خوانساری در شرح این حدیث می‏گویند: »مراد این است که عقوق پدر و مادر فقط این نیست که کسی با ایشان بدرفتاری کند و ایشان را آزار دهد، بلکه بجا نیاوردن حقوق ایشان از تعظیم و تکریم و فرمانبرداری و مانند آن نیز از جمله عقوق به شمار می‏رود و وزر و وبال دارد«.(1) همانطور که می‏دانیم عاق مادر شدن، حرام است چنانکه پیامبر eفرمودند: »ان اللَّه حرم علیکم عقوق الامهات«.(2) آیت اللَّه جوادی آملی می‏گویند: »عقوق پدر و مادر جزء معاصی کبیره است. عاق زن و فرزند شدن حرام نیست بلکه عاق پدر و مادر حرام است.«(3) بنابراین ما باید از عواملی که عقوق والدین را در پی دارد بپرهیزیم. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می‏فرمایند: »ایاکم و عقوق الوالدین فان ریح الجنة توجد من مسیره الف عام و لا یجدها عاق« یعنی: »بترسید از اینکه عاق پدر ومادر و مغضوب آنها شوید زیرا بوی بهشت از هزار سال راه به مشام می‏رسد، ولی هیچگاه به کسانی که مورد خشم پدر و مادر هستند نخواهدرسید«.(4)

عوامل موثر در عقوق والدین

یکی از عواملی که عقوق والدین را در پی دارد، نگاه تند و غضبناک به پدر و مادر است. چنانکه امام صادق علیه السلام می‏فرماید: »من العقوق أن ینظر الرجل الی ابویه یَحِدّ الیهما النظر«.(5) حتی اگر پدر و مادر نسبت به فرزند ظلم کرده باشند باز فرزند حق ندارد با نگاه بغض آلود و غضبناک بدانها بنگرد. یکی از آثار این عمل عدم قبولی نماز است چنانکه در حدیث آمده است: »من نظر الی والدیه نظر ماقت و هما ظالمان له لم تقبل له صلاة«.(6)
همچنین باید بدانیم که ممکن است فردی در زمان حیات پدر و مادر مورد رضای آنها باشد ولی بعد از مرگ آنها به خاطر عدم برآوردن حقوق آنها مثل اد نکردن قرضهای آنان و... مورد عاق ایشان قرار گیرد. عکس این مطلب نیز ممکن است، یعنی چه بسا افرادی در دنیا مورد عاق پدر و مادر قرار گیرند ولی بعد از مرگ آنها، به سبب ادای حقوق آنان - مثل اداء قرض و انجام خیرات و مبرات برای آنها و... مورد رضای پدر و مادر قرار گیرد.
از مطالبی که گفته شد این نتیجه به دست می‏آید که حقوق والدین خصوصاً حقوق مادر از جمله حقوق واجبی است که بر عهده هر فرد است و در آیات و روایات نیز بسیار بر آن تأکید شده است.

منابع

1- راغب اصفهانی،ابوالقاسم حسین‏بن محمدبن فضل. مفردات الفاظ قرآن:تفسیرلغوی وادبی قرآن.تهران:مرتضوی،زمستان 31375ج.
2- سپهری، محمد. شرح رساله الحقوق امام سجاد)ع(. قم: دارالعلم، 1375.
3- قپانچی، حسن علی. شرح رسالة الحقوق امام سجاد)ع(. دارالتفسیر، 2 1374ج.
4- خوانساری، جمال‏الدین محمد. شرح غررالحکم و دررالکلم. تهران: دانشگاه تهران، 7 1373ج.
5- مجلسی، محمدباقر. مرآة العقول فی شرح اخبار آل الرسول. تهران: دارالکتب الاسلامیه، 11 .1363 ج.
6- مکارم شیرازی، ناصر. تفسیر نمونه. تهران: دارالکتب الاسلامیه، 27 1378ج.
7- مازندرانی، محمدصالح. شرح اصول کافی. 12 ج.
8- طبرسی، ابوالفضل علی. مشکاة الانوار فی غررالاخبار. نجف: مکتبه الحیدریه،1385 ق.
9- مجلسی، محمدباقر. بحارالانوار. لبنان: موسسه الوفاء، 1403 ق، 110ج.
10- نوری طبرسی، حسین. مستدرک الوسایل و مستنبط المسائل. قم: موسسه آل البیت، 1408 ق، 18ج.
11- نمازی شاهرودی، حسین بن علی. مستدرک سفینة البحار. قم: موسسة النشر الاسلامی، 1419 ق.
12- حرانی، ابن شعبه. تحف العقول عن آل الرسول. قم: موسسة النشر الاسلامی، 1363.
13- »حقوق متقابل والدین و فرزندان«. با معارف اسلامی آشنا شویم. مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی، سال پانزدهم، پاییز و زمستان 1375، شماره 36.

پی نوشت ها:

1) ابوالقاسم حسین‏بن محمدبن فضل )راغب اصفهانی(. مفردات الفاظ قرآن: تفسیر لغوی و ادبی قرآن. ترجمه و تحقیق دکتر سید غلامرضا خسروی حسینی. تهران: مرتضوی، 1357.
1) ابوالفضل علی الطبرسی. مشکاة الانوار فی غرر الاخبار. نجف: مکتبة الحیدریه، 1385 ق، ص 277.
2) حسن علی قپانچی. شرح رسالة الحقوق امام سجاد)ع(. دارالتفسیر، 1374،ج1، ص 548.
1) ابوالفضل علی الطبرسی. همان.
2) قپانچی. ج 1، ص 505.
3) محمد سپهری. ترجمه و شرح رساله الحقوق امام سجاد. قم: دارالعلم، 1375، ص 139.
4) محمدباقر مجلسی. بحارالانوار. بیروت: موسسه الوفاء، 1403 ق، ج71، ص 3.
5) قپانچی، ج1، ص 549.
1) سپهری. همان.
2) حسین نوری طبرسی. مستدرک الوسایل و مستنبط المسائل. قم: موسسه آل البیت، 1408
ق، ج15، ص 203.
1) همان. ص 179.
1) رادیو قرآن. برنامه سروش هدایت: تفسیر آیت الله جوادی آملی. مورخ 10/1/78، ساعت: 10:30.
2) حسن‏بن علی نمازی شاهرودی.مستدرک سفینه البحار. قم: موسسة النشر الاسلامی، 1419 ق،
ج2، صص 342-3؛ ابن شعبه حرانی. تحف العقول عن آل الرسول)ص(. قم: موسسه النشر الاسلامی. 1363، ص 322.
1) محمد باقر مجلسی. مراة العقول فی شرح اخبار آل الرسول )ص(. تهران: دارالکتب الاسلامیة، 1363، ج8، ص 391.
2) حقوق متقابل والدین و فرزندان«. با معارف اسلامی آشنا شویم. سال 15، ش 36، زمستان 1375، ص 86.
3) مجلسی. همان، ص 42.
1) مجلسی مرآة العقول. ج8، صص 390-2 .
2) حقوق متقابل والدین و فرزندان«. ص 85.
1) همان. ص 86.
2) سپهری. صص 134-135.
1) علیه السلام - مجلسی. مرآة العقول. ج 8. ص 393.
2) حسین نوری طبرسی. ج15، ص 197.
3) ابوالفضل علی طبرسی. ص 277.
1) همان
2) همان
3) قپانچی. ج1. ص 548.
4) حسین نوری طبرسی. ج15، ص 203.
1) جمال‏الدین محمد خوانساری، شرح غررالحکم و دررالکلم. تهران: 1373، ج6، ص9، ح 9248.
2) قپانچی. ج1، ص 556.
3) رادیو قرآن. همان.
4) ناصر مکارم شیرازی. تفسیر نمونه. تهران: دارالکتب الاسلامة، 1378، ج 12، ص 80.
5) مجلسی. مرآة العقول. ج8، ص 393.
6) ابوالفضل علی طبرسی. ص 277.

 

{news-tip)

برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




عنوان